عطر گيسوانت
عطر گيسوانت
درختان سبز
با بالاپوشهاي به رنگ بهار
عبور ترا تجربه ميكنند
در فصلهاي يكي شدن
بادهاي شمال
نسيم جنوب
عطر گيسوانت را
ميگستراند
و من در لحظههاي
آبي چشمانت
محو ميشوم
ستارهاي كه از يادها خواهم رفت
كوچههاي با ديوارهاي كاهگلي
سنگفرشهاي تراشيده شدهي ساحلي
در انتظار عبور تو
همخوابگي باران را
به تجربه نشستهاند
و تو
و تو
و تو لحظههاي بيبرگشت را
هر روز با گيسوانت گره ميزني
و من آغاز راه عشق را
با چشمان تو ميستايم
هر روز كه از چشمان زيبايت
عبور ميكنم
+ نوشته شده در Sun 26 Apr 2009 ساعت توسط مهران
|